الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
26
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
در مورد اين كه چرا پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) در ابتداء بردهدارى را ممنوع نكرد ، وجوهى ذكر كردهاند ، از جمله اين كه اقتصاد عربستان در آن زمان روى برده مىگشت ، و اين امر به غير از مختل كردن وضع مردم چيزى را به دنبال نداشت ، مصلحت ايجاب مىكرد يك مرتبه چنين نكند ، بلكه به تدريج بردهدارى را نفى كند و وجه ديگر اين كه اگر كسى شرايط عربستان را در آن زمان ملاحظه كند ، هيچ راهى بهتر از عمل پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) براى نگهدارى بردگان نمىيافت ، فقر حاكم بر مسلمانان و كمبود كار اجازه نمىداد كه بردگان آزادانه عمل كنند ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) هر چند نفرى را در اختيار ثروتمندى قرار مىداد ، تا به ازاى كار ، بردگان اداره شوند ، وجوه ديگرى نيز گفته شده كه اين مختصر گنجايش بحث گسترده را ندارد ؛ اميد است دوستداران اين بحث به كتابهاى مبسوط و مستقلّى كه در اين زمينه نگاشته شده مراجعه كنند . البته اسلام نظرش به آزادى جسمى تنها نيست ، اهتمام آن براى رهيدن از بردگى نفوس بسيار بيشتر از رهيدن از بردگى اشخاص است ، برده هواى نفس بودن بسيار خطرناكتر از برده انسانى بودن ، و رهيدن از آن مشكلتر از رهيدن از اين است . مولى على ( عليه السلام ) در نامه 31 نهجالبلاغه به فرزند خود امام حسن ( عليه السلام ) كه عصاره اخلاق را به تمامى معنا بيان مىكند چنين مىفرمايد : « و لا تَكُنْ عَبدَ غَيرِك و قَد جَعَلَكَ اللّهُ حُرّاً : « و بنده غير از خودت مباش در حالى كه خداوند تو را آزاد قرار داده است » . اطلاق كلام مولى بندگى بت نفس را هم شامل مىشود كه بت نفس بسيار خطرناكتر از بت چوبى و سنگى است . هرچه مىكنيم خود به سر خود مىكنيم و گرنه خداوند ما را آزاد آفريده و مىخواهد آزاد باشيم و آزاد رويم ، گذشتن از اين گردنه و عقبهها راحت نيست ، قرآن تعبير به « اقتحام » فرموده « ( فَلا اقْتَحَمَ العَقَبَة » « اقتحام » در اصل به معنى ورود در كار سخت و خوفناك است ( مفردات راغب ) يا داخل شدن و گذشتن از چيزى با شدّت و مشقت است ، ( تفسير كشّاف ) و اين تعبير خود گوياى سختى كار است و چه بايد